عملیات مرصاد

0

عملیات مرصاد نبردی بود میان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که در اواخر جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۷ درگرفت.

پس از چند روز درگیری در نهایت نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران پیروز شدند و عملیاتی که توسط سازمان مجاهدین خلق طرح‌ریزی و اجرا شده بود عملاً با شکست روبرو شد و تعداد زیادی از نیروهای مهاجم که نام عملیات خود را فروغ جاویدان گذاشته بودند، در نبرد کشته شدند.

 

رویای کور تهران

پنج مرداد ۱۳۶۷ تنگه چهارزبر. لاشه تانک‌های فوق سبک و جیپ‌ها و وانت‌های ارتش آزادی بخش رجوی در آتش می‌سوزند و همه جا پر از جسد بی‌جان افراد فرقه اوست، که در کمین نیروهای ارتش و سپاه در عملیات مرصاد از پا در آمده‌اند.

آن‌هایی که آمده بودند تهران را ۴۸ ساعته فتح کنند و قرار بود دفتر رجوی را در خیابان علوی تهران آماده کنند تا او برای به دست گرفتن قدرت به تهران بیاید، اکنون با از دست دادن بیشتر نیرو‌هایشان پا به فرار گذاشته بودند! اما این اول ماجرا نبود…

یک هفته قبل از شروع عملیات “فروغ جاویدان”، روز ۲۷ تیر ماه، اخبار ساعت ۱۴ سیمای جمهوری اسلامی اعلام می‌کند که ایران رسما قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفته است.

این خبر ناگهان مثل آوار بر سر همه تحلیل‌ها و بیانیه‌های مسعود رجوی که ۴ سال متوالی از سال ۶۳ تا ۶۷ می‌گفت رژیم هیچ‌گاه صلح نخواهد کرد چون به جنگ وابسته‌ است، خراب می‌شود! به خصوص که حالا موجودیت سازمان، در عراق که به جنگ ایران و عراق قلاب شده بود به خطر می‌افتد.

آن‌ها بدون جنگ برای صدام سودی ندارند.

همه‌چیز درباره عملیات مرصاد
همه‌چیز درباره عملیات مرصاد

التماس از صدام

در طی چند روز، رجوی ۳ بار متوالی به دیدار صدام می‌رود و با سماجت و اصرار فراوان، او را راضی می‌کند تا عملیاتی توسط نیروهای ارتش آزادی بخش رجوی برای فتح تهران انجام شود.

صدام هم که دل خوشی از صلح ندارد، موافقت می‌کند خاصه که این عملیات، توسط ارتش عراق انجام نمی‌شود و با مفاد قطعنامه در تناقض نیست و در صورت شکست هم به وجهه رژیم بعث آسیبی نمی‌زند.

بلافاصله انبارهای سلاح و ادوات ارتش بعث به روی منافقین باز شده و تجهیزات سبک و نیمه سنگین به مقدار بالایی تحویل نیروهای سازمان می‌شود.

صدام قول پشتیبانی هوایی تا سرنگونی تهران را داده و نیروهای عراقی که در خوزستان موضع داشتند این وعده را می‌دادند که تمرکز نظامی ارتش و سپاه در غرب نیست.

رجوی با تبلیغات فراوان در کشورهای اروپایی حامیان خود را به عراق فرامی‌خواند و سفارت‌های عراق در همه کشورها به متقاضیان پیوستن به ارتش رجوی به سرعت ویزا می‌دهند.

با این وجود کل داوطلبینی که از خارج به اشرف آمدند بیشتر از ۱۰۰۰ نفر نیست! در عرض یک هفته حدود ۵۰۰۰ نفر برای عملیات حاضر می‌شوند.

 همه‌چیز درباره غروب منافقین در مرصاد/ حماسه

حمله‌ی ناشیانه‌ی ناشی‌ها

در خاطرات جداشدگان از سازمان که مصاحبه‌ها و خاطراتشان با یک جستوجوی ساده به دست می‌آید چنین عباراتی آمده است: «[بعد از تایید عملیات توسط صدام] طولی نکشید که تریلی‌های عراقی حامل تانک‌های چرخدار کاسکاول به قرارگاه اشرف سرازیر شدند.

تانک‌های اهدائی عراق کاسکاول‌هائی بودند که کارایی خود را از دست داده و از رده خارج شده بودند.

نیروهای عراقی این تانکها را بعنوان بهترین و کار آمدترین و مناسب ترین تانک برای این عملیات به سازمان مجاهدین معرفی نمودند.

ساعت ۸شب نوبت تیپ ما بود تا تانک‌های سهم خود را در قسمت شمالی قرارگاه از افسران عراقی تحویل بگیرد.

من به همراه چند نفر دیگر به آن جا رفتیم. پس از آنکه بصورت گروهی از افسران عراقی آموزش تئـوری و عملی ده دقیقه ای گرفتیم تانک‌ها به ما تحویل داده شدند… ما هیچ شناختی از تانک نداشتیم.

من گواهی نامه رانندگی نداشتم حتی رانندگی ماشین سواری هم نکرده بودم.

ولی اکنون می‌بایستی در مدت چند دقیقه راننده تانک می‌شدم! دولت عراق به تمام کنسولگری‌هایش در خارج کشور دستور داده بود به نیروهای مجاهدین که خواستار آمدن به عراق می‌باشند سریعا ویزا بدهد. رجوی در طول چند شبانه روز با دست زدن به تبلیغات وسیع در خارج از کشور برای ارتش خود نیروی یک بار مصرف وارد عراق نمود.

رجوی آنان را چنان توجیه کرده بود که این افراد فکر می کردند مجاهدین بدون هیچ مشکلی رژیم را سرنگون خواهند کرد.

افرادی که با این توجیه وارد قرارگاه می‌شدند هیچ آشنایی با سلاح و فنون نظامی نداشتند.

رهبری مجاهدین تصمیم گرفته بود این افراد تازه وارد را در تیپ‌های نظامی تقسیم نماید…

فرمانده تیپ دستور داد درعرض چند ساعت به آنها آموزش نظامی داده شود. آنها پس از شلیک چند خشاب تیر با تفنگ کلاشینکف بعنوان رزمنده آماده رفتن به عملیات سرنگونی شدند!».

بسیاری از نیروهای سازمان که از اروپا فراخوانده شدند، افرادی تحصیل کرده و از طبقات مرفه هستند که در بخش‌های دیپلماسی و رسانه‌ای سازمان منافقین فعالیت می‌کردند.

این افراد در مدت یک هفته فراخوانده شدند تا در عملیات علیه نیروهای کشوری شرکت کنند که هشت سال درگیر نبرد بوده و آبدیده شده بودند! همه این‌ها یعنی انگار این عملیات از همان اول، شکست خورده بوده.

همه‌چیز درباره عملیات مرصاد
همه‌چیز درباره عملیات مرصاد

رجوی:ما ابرقدرتیم!

شب عملیاتی که در طی یک هفته گذشته طراحی و مقدماتش فراهم شده ، جلسه‌ای برگزار می‌شود.

خانم مریم سنجابی این چنین از آن یاد می‌کند:« سرانجام در حالیکه چندین روز بود که بطور شبانه‌روزی مشغول آماده‌سازی تسلیحات و تدارکات بوده و خواب و استراحت نداشتیم، با تشکیل جلسه توجیهی به تاریخ ۲مرداد۱۳۶۷، رجوی فرمان حمله به خاک ایران را صادر نمود.

در جلسه عمومی توجیهی عملیات، مسعود رجوی ضمن اعلام عملیات گفت:« ما قبل از این تصمیم به انجام این عملیات بزرگ داشتیم و می‌خواستیم آن را دیرتر انجام دهیم.

اما پذیرش قطعنامه کار ما را تسریع کرد اگر الان اقدام نکنیم فرصت از دست خواهدرفت زیرا بعد از اینکه بین ایران و عراق صلح شود در اینجا قفل می شویم و دیگر نمی توانیم کاری انجام دهیم و از لحاظ سیاسی تبدیل به فسیل می‌شویم…

رژیم دیگر نیروی جنگی لازم را ندارد و نمی تواند نیروی جبهه را تامین کند و از لحاظ نظامی تعادل خود را از دست داده است و هم از لحاظ سیاسی در انزوای بین المللی قرار دارد

کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است، چون فقط یک ابرقدرت می تواند کشوری را در ظرف این مدت تسخیر کند.

حتی عراق هم ادعای گرفتن تهران را نکرده است.

اما ما می‌خواهیم برویم تهران را بگیریم… ما کاری می خواهیم بکنیم که همه دنیا تعجب کنند یک دفعه بفهمند که ما در تهران هستیم و خمینی دیگر وجود ندارد.»

همه‌چیز درباره عملیات مرصاد
همه‌چیز درباره عملیات مرصاد

فرار مردم از شر کفتارها

نیروها به فرمان مسعود و با بدرقه مریم رجوی، که هر دو در پایگاه ماندند و به جنگ نرفتند، به راه افتاده و عملیات با نام «فروغ جاویدان» در ۳ مرداد با پیشروی ستون نیروها از مرزهای غربی با پشتیبانی سنگین نیروهای عراقی آغاز می‌شود.

با توجه به کمبود و سازماندهی نشده بودن نیروهای خودی در آن منطقه، به سرعت شهرهای «کرند» و «اسلام‌آباد»، به تسخیر درآمد ولی بر خلاف وعده رجوی به‌جای آن‌که مردم با خوشحالی به ارتش مجاهدین بپیوندند، به سمت کوه‌ها فرار می‌کنند، مبادا که به دام ارتش آزادی بخش رجوی بیفتند!.

در جاده اسلام آباد-کرمانشاه و در دشت حسن آباد مقاومت تعداد کمی( در حد یک گردان) از نیروهای ایرانی باعث کندشدن پیشروی منافقین شده و در نهایت در تنگه چهارزبر در برابر صفوف پدافندی نیروهای خودی عملا پیشرفت نیروهای منافقین به طور کامل متوقف می‌شود.

در نهایت با فرار تعدادی از سران منافقین ابا هلیکوپترهای عراقی از «کرند» و بمباران ستون‌های نظامی آن‌ها توسط فانتوم‌ها و کبری‌های ارتش ایران در روز ۵ مرداد در طی عملیات مرصاد، فروغ جاویدان رجوی به غروبی جاویدان برای فرقه او تبدیل شد. اما این هم آخر کار نبود…

همه‌چیز درباره عملیات مرصاد
همه‌چیز درباره عملیات مرصاد

تنگه‌ی مسعود

در کتاب خزان آرزوها نویسنده وضعیت پادگان اشرف را پس از عملیات اینگونه وصف می‌کند:«با کشته شدن اکثر نیروها و شکست مفتضحانه ناشی از عملیات فروغ جاویدان همه افراد در حالت گیجی و ماتم زدگی فرو رفته بودند.

قرارگاه اشرف سوت و کور و فضای قبرستان بر آن حاکم شده بود….

رجوی با مشاهده این فضا تصمیم گرفت با به‌راه انداختن نشست‌های چند روزه نیروها را به زیر ضرب بکشد و کشته شدن دیگر افراد و عدم پیروزی در عملیات فروغ را به گردن کسانی بیندازد که سالم و یا مجروح خود را به قرارگاه رسانده بودند.

مریم رجوی در طی این نشست گفت:« اگر شما به رهبری رجوی ایمان داشتید زنده برنمی‌گشتید. شما می‌بایستی از تنگه چهارزبر با چنگ و دندان عبور می‌کردید.

شما‌ها پشت تنگه‌های فردی خود گیر کرده بودید. یعنی این که با رهبری رجوی یگانه نبودید.

کسانی که یگانه بودند کشته شدند.» مجاهدین نشست‌های چند روزه بعد از فروغ را «نشست تنگه و توحید» نامیدند.

به‌نظر رجوی علت شکست مجاهدین در این عملیات این بود که افراد همگی پشت تنگه‌های فردی خویش گیر کرده بودند و اینک می‌بایستی از تنگه‌های فردی و علایق فردی خویش می‌گذشتند تا برای شرکت در عملیات بعدی آماده و اخلاص خویش را نسبت به رجوی نشان دهند!»

از این به بعد بود که سازمان با از دست دادن نیروهای خود و همچنین اضمحلال بدنه باقی‌مانده در پادگان اشرف و فرار و خودداری بسیاری از نیروها از همکاری با رجوی، روبه‌رو شد.

وضعیت وخیم مخالفین رجوی در داخل اشرف و همچنین بهره‌وری‌های نامشروع رجوی از نیروهای خود به خصوص زنان به قدری فاجعه‌بار و موارد آن فراوان است که…..بگذریم!

همه‌چیز درباره عملیات مرصاد
همه‌چیز درباره عملیات مرصاد

هنوز جلاد، هنوز خونخوار

عملیات مرصاد، پاتک نیروهای نظامی ایران در پاسخ به عملیات فروغ جاویدان است.

سرانجام عملیات مرصاد در پنجم مرداد ماه ۱۳۶۷، با رمز «یا علی» و به منظور مقابله با نیروهای سازمان مجاهدین خلق در منطقه اسلام‌آباد غرب و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز شد. نیروهای نظامی ایران ابتدا سد راه ستون کردند.

بعد نیروهای هلی برد را در پشت سر مجاهدین پیاده کردند.

آنگاه بالگردهای هوانیروز ارتش با سلاح‌های ضد تانک به ستون زرهی مجاهدین یورش بردند و هواپیماهای اف-۴ نیروی هوایی هم ستون زرهی مجاهدین را بمباران کردند.

در انتها نیروهای زمینی سپاه به باقی‌مانده نیروهای مجاهدین حمله کردند.

برخی کارشناسان جنگ و فرماندهان نظامی در ایران، ترور علی صیاد شیرازی فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش را به دلیل تدابیر وی در عملیات مرصاد و شکست سنگین مجاهدین خلق در این عملیات تفسیر می‌کنند.

جزئیات عملیات

وقتی که ستون کشی مجاهدین خلق با سرعت زیاد به پیش میرفت بطوریکه آنها در جاده بزرگراه آسفالته با خودروهای چرخدار از مرز قصرشیرین بطرف کرمانشاه و همدان قزوین کرج نهایتا تهران در حرکت بودند.

بعد از اسلام آباد غرب در منطقه ای در ۳۵ کیلومتری کرمانشاه که بدلیل جغرافیای خاص یک رشته کوه ایجاد یک تنگه بر جاده و دشت کرده بود ، تنگه چهارزبر ، یک نیروی معدود از سپاه و بسیج ایران، گردان ۱۲ قائم سمنان، بطور اتفاقی حضور داشت.

بعد از اطلاع در نیمه شب با احداث تعدادی خاکریز بر روی جاده در انتظار ستون مجاهدین راه را سد کردند و تا طلوع خورشید مقاومت سختی انجام دادند که ستون مجاهدین متوقف شده زمینگیر شد.

 

توضیحات بیشتر در مورد عملیات مرصاد

  • با طلوع خورشید در روز اول هدف ضمن سد کردن هجوم ستون مجاهدین خلق، بستن مسیر پشت سر آنها نیز بود.
  • در این روز بالگردهای پایگاه کرمانشاه هوانیروز ارتش اقدام به انهدام مؤثر خودروهای ستون کرده و به مدافعان خاکریز در تنگه، نیروهای کمکی فرستاده شد؛ همچنین نیروهای هلی برد به پشت سر ستون در بین کرند و سرپل ذهاب پیاده شد.
  • آنروز نیروی هوایی ارتش وارد عمل نشد زیرا در آن زمان پایگاه هوایی نوژه همدان توسط عراق بمباران شده بود و انجام عملیات پاکسازی باند فرود قدری فرصت را از آن‌ها گرفت، به همین دلیل نیروی هوایی با یک روز تأخیر عملیات را ادامه داد.
  • در روز دوم حمله زمینی تیپ هایی از نیروهای سپاه و بسیج از جناح جنوبی دشت صورت گرفت که با پشتیبانی نیروی هوایی ایران همراه شد و نیروهای مجاهدین در دشت بین تنگه چهارزبر تا گردنه حسن آباد محاصره شده و مورد حمله بسیار مؤثر قرار گرفتند.
  • در روز سوم ستون و یگان های دیگر مجاهدین خلق به کلی منهدم شدند و فراریان و باقیمانده مجاهدین در شهرهای پشت سر ستون مانند اسلام آباد غرب و همچنین کرند و سرپل ذهاب و روستاها نیز بطور کامل پاکسازی شدند.
  • فرماندهی این عملیات بر عهده سرتیپ علی صیاد شیرازی بود. وی در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترور شد.
  • واژه عربی «مرصاد» به معنی کمین است. این نام به خاطر کمین برنامه‌ریزی شده‌ای که ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام داده بودند برای این عملیات در نظر گرفته شد.
  • هاشمی رفسنجانی در این مورد گفت «جنگ و صحنه به گونه‌ای درست شده بود که اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم. تدارک منافقین خیلی وسیع بوده و ضربه وارده بر آن‌ها خیلی عمیق است. ۱۲۰ تانک زرهی دجله، ۶۰ نفربر و ۶۰۰ خودرو دیگر، حدود ۵۰۰۰ پیکارجو و همین تعداد پشتیبانی و تدارکاتچی و طرح رسیدن به تهران، خیلی احمقانه و ساده‌لوحانه و هفتاد درصد انهدام»

در عملیات مرصاد بیش از ۴ هزار و ۸۰۰ نفر از نیروهای مجاهدین خلق کشته و زخمی شدند و در میان کشته‌شدگان و اسرا تعداد زیادی از کادرهای ارشد سازمان و فرمانده‌های تیپ‌ها نیز وجود داشت. پس از پایان عملیات، تنگه چهارزبر،تنگه مرصاد نام گرفت.

 

مطالب مشابه