زندگینامه حاج احمد کاظمی

0

شهید احمد کاظمی، فرمانده‌ نیروی زمینی سپاه در سال ۱۳۳۷ در شهرستان نجف‌آباد به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی وی در کنار والدین و با تربیت آنان، عشق به اهل بیت (ع)، کار و تحصیل سپری شد.

دوران جوانی ایشان هم‌زمان بود با اوج مبارزات انقلابی ملت بزرگ ایران علیه رژیم فاسد و وابسته‌ پهلوی. در آن زمان، حاج احمد نیز همپای مردم در این مبارزات شرکت کرد و به حدی در این راه تلاش کرد که در اسفندماه سال ۱۳۵۶ مصادف با ایام محرم به همراه حدود ۵۰ نفر از مبارزان انقلابی شهر علم و تقوا (نجف‌آباد) توسط ساواک دستگیر و مدتی در زندان شهربانی به همراه سایر زندانیان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت.

حاج احمد کاظمی در بازداشت ساواک

سرلشکر محسن رضایی درباره مبارزات احمد کاظمی پیش از انقلاب می‌گوید: «در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در تظاهرات و راهپیمایی و پخش اعلامیه و شعارنویسی فعال بود. در آخرین محرم قبل از پیروزی انقلاب، مأمورین ساواک او را در میان دسته عزاداری شناسایی و بازداشت می‌کنند. چند ماهی در زندان ساواک بود که به شدت او را شکنجه کرده بودند، پاسبانی با چکمه به دهان احمد کوبیده بود که تا یک ماه پس از آزادی خونریزی بینی داشت. پس از پیروزی انقلاب، مسئولین قضایی نجف‌آباد از ایشان می‌خواهند که شکنجه‌گرانش را معرفی کند تا آنها را محاکمه کنند، او زیر بار نمی‌رود و می‌گوید انقلاب، آنها را تنبیه کرده است. جالب است که یکی از همین افراد، چند سال قبل از شهادت احمد، برای انتقال فرزندش از دانشگاه آزاد یک شهر به شهر دیگر از احمد کاظمی طلب کمک کرده بود و او هم به دانشگاه آزاد توصیه کرده بود که مشکل ایشان را حل کنید.»

با گسترش حرکت‌های مردمی در سراسر کشور، عده‌ای از زندانیان آزاد شدند که شهید کاظمی نیز از جمله‌ این افراد بود.

پس از پیروزی انقلاب، با توجه به شور و اشتیاق وصف‌ناپذیرش به مبارزه با کفر و ظلم،به اتفاق یک گروه ۵۰۰ نفری به سرپرستی شهید محمد منتظری جهت فراگیری آموزش‌های چریکی و مقابله با اشغالگران قدس به صف مبارزین جبهه‌های جنوب لبنان پیوست و تا پایان سال ۱۳۵۸ در آن خطه ماند. وی پس از بازگشت به کشور رسما به عضویت سپاه پاسداران در آمد.

در بهار سال ۱۳۵۹ با تشدید مجدد بحران در مناطق غرب و شمال غرب توسط ایادی استکبار، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) فرمان بسیج عمومی جهت مقابله با مزدوران شرق و غرب را صادر کرد و کاظمی همراه با سردار شهید غلامرضا صالحی در قالب یک گروه ۶۰ نفری در اواخر اردیبهشت‌ماه از نجف‌آباد عازم کرمانشاه و سپس سنندج شد. وی حدود هفت ماه با جدیت در عملیات‌های پاکسازی به مقابله با فتنه‌انگیزان پرداخت و در یکی از این عملیات‌ها در روستای «افراسیاب» در منطقه‌ دیواندره از ناحیه‌ پا مجروح و به شهر خود منتقل شد.

فاتح خرمشهر

هنوز زخم‌هایش التیام نیافته بود که در اواسط آذرماه همراه با یک گروه ۵۰ نفری در جبهه‌های آبادان حضور یافت و فرماندهی یکی از مناطق عملیاتی به عهده‌اش سپرده شد که نقش مؤثری در این منطقه و سپس عملیات شکست حصر آبادان ایفا کرد.

وی با آغاز جنگ تحمیلی به مناطق جنوب کشور می‌رود و در منطقه آبادان مسئولیت جبهه فیاضیه را در دست می‌گیرد. گروه ۵۰ نفره همره احمد کاظمی هسته اولیه تشکیل لشکری می‌شود که بعدها یکی از قوی ترین لشکرهای ایران بانام لشکر ۸ نجف اشرف می‌شود.

احمد کاظمی که در ابتدای جنگ جوانی ناشناخته بود، در سال‌های بعد تبدیل به فرمانده‌ای قوی و تاثیرگذار می‌شود تا جایی که در جریان عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر لقب فاتح خرمشهر را به او می‌دهند و او اولین فرماندهی بود که خبر آزاد سازی خرمشهر را از طریق بیسیم اعلام می‌کند.

از جمله فعالیت‌های برجسته حاج احمد در دوران دفاع مقدس می‌توان به تثبیت «تیپ ۸ نجف اشرف» اشاره کرد. وی با جمع‌کردن انسان‌های بزرگی پیرامون خود این تیپ را سازمان‌دهی کرد و در اثنای جنگ، استعداد آن را تا سطح لشکر ارتقا داد و آن را به یکی از مانوری‌ترین یگان‌های دفاع مقدس مبدل ساخت.

حاج احمد بخش عمده‌ای از تجهیزات و جنگ‌افزارهای مورد نیاز این لشکر خط‌ شکن را از غنایم به دست‌آمده از دشمن در نبردهای مختلف تأمین می‌کرد و طبق گفته‌ سردار سرلشکر دکتر رحیم صفوی فرمانده پیشین کل سپاه در مراسم گرامی‌داشت این شهید در نجف‌آباد، «بالندگی و حماسه‌آفرینی لشکر ۸ نجف اشرف را در عرصه‌ نبرد با صدامیان، باید مرهون هوش، تدبیر، شجاعت و قدرت فرماندهی وی( شهید کاظمی) دانست».

کاظمی یار صادق و راستین سرداران شهید باکری، زین‌الدین، خرازی، همت، بقایی و… بود و تمام وجود خود را وقف حضور در جبهه‌های نبرد کرده بود و بی‌شک یکی از برجسته‌ترین و مقتدرترین فرماندهان دفاع مقدس محسوب می‌شود .

وی در بیشتر عملیات‌ها و نبردهای مهم برای بیرون ‌راندن دشمن از خاک پاک میهن حضوری فعال و تأثیرگذار داشت و کم‌تر عملیاتی را می‌توان نام برد که نام حاج احمد در حماسه‌ آن ثبت نشده باشد.

این عزیز سفرکرده یکی از تاکتیکی‌ترین و خلاق‌ترین فرماندهان سپاه بود به صورتی که برنامه‌ریزان عملیات‌های مختلف با اتکای به هوش و توان اجرایی او، سخت‌ترین و پیچیده‌ترین طرح‌ها را برای نبرد با دشمن ارائه داده و بن‌بست‌ها را رفع می‌ساختند. به صورتی که نقش مؤثر و فرماندهی ایشان و هم‌رزمان شهیدش در عملیات‌های «بیت‌المقدس ۱، فتح‌المبین ۲، رمضان ۳، والفجر ۸، کربلای ۵ و …» بارها طعم تلخ شکست را بر کام صدام و لشکریانش ریخت. حاج احمد در طول جنگ هشت ساله بارها تا مرز شهادت پیش رفت و ۴۵ درصد جانبازی ایشان ره‌آورد دوران خون و حماسه است.

در ادامه روند دفاع مقدس هم حضور وی به عنوان فرمانده لشکر ۸ نجف، شخصیتی برجسته از او ساخته بود تا جایی فرمانده وقت کل سپاه در این باره می‌گوید: «ما ۴ لشکر در جنگ داشتیم که هرگاه وارد عمل می‌شدند یه موفقیت می‌رسیدند. لشکر ۲۷ محمد رسول الله، لشکر ۱۴ امام حسین، لشکر ۳۱ عاشورا و لشکر ۸ نجف اشرف به فرماندهی سردار کاظمی.»

سردار کاظمی پس از دفاع مقدس به دلیل رشادت‌هایی که در جبهه‌ها از خود نشان داده بود مفتخر به دریافت سه نشان فتح از دست فرمانده کل قوا شد.

سردار احمد کاظمی پس از پایان جنگ تحمیلی در سال ۱۳۷۲ برای حفظ دستاوردهای انقلاب به فرماندهی «قرارگاه حمزه» در شمال‌غرب کشور منصوب شد و با توجه به شناخت قبلی به خوبی دریافته بود که ریشه تمامی ناامنی‌ها و مشکلات امنیتی این منطقه‌، وجود گروه‌های مسلحی است که پایگاه اصلی آن‌ها در عراق است و از حمایت شدید صدام برخوردارند، لذا با درایتی کم‌نظیر و با کم‌ترین درگیری، فعالیت‌های آن‌ها را از فاز نظامی به سطح سیاسی کشاند تا پس از این نیز این منطقه همانند سایر نقاط کشور از امنیت و آسایش برخودار شود.

در این زمان سردار کاظمی طرحی با نام قدر را برای تامین امنیت این مناطق طراحی و در دستور کار خود قرار می‌دهد.

براساس این طرح، پایگاه‌های تأمینی در بیشتر نقاط این مناطق، جمع‌آوری شدند و یگان‌های مانوری سپاه با تعقیب گروه‌های شورشی در دو سوی مرز آنان را سرکوب کردند و امنیت را به‌گونه‌ای مطلوب به مناطق کردنشین ایران بازگرداندند.

یکی از دوران بسیار مهم فرماندهی سردار کاظمی، دوره هفت ساله فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهدا است. در این دوران سردار کاظمی توانست با اجرای اقدامات موثر امنیت را به منطقه شمالغرب کشور بازگرداند و گروهک‌های ضد انقلاب تا سال‌ها بعد نتواستند اقدام موثری انجام دهند.

سرلشکر باقری در این باره می‌گوید: «یک حادثه مهم در مقطع زمانی سال ۷۴و۷۵ رخ داد که نقطه تلاقی تمامی این شهیدان عزیز(فرماندهانی که همراه سردار کاظمی به شهادت رسیدند) به خصوص احمد کاظمی، سعید مهتدی، نبی‌الله شاهمرادی (حنیف) و شهید آذین‌پور بود که آن تهاجم مردانه به مرکزیت ضدانقلاب در شمال عراق و انجام عملیات علیه حزب منحله دموکرات و کومله و دیگر گروهک‌های تروریستی بود که در آن زمان در اوج عملیات در داخل ایران قرار داشتند.»

«هر چند در آن مقطع، سال‌ها از دفاع مقدس می‌گذشت، اما ما همچنان در آن منطقه به دلیل حضور گروهک‌های ضدانقلاب تلفات می‌دادیم. اما شهید کاظمی بعد از انجام مطالعات فراوان، دوستان خود را در قرارگاه حمزه جمع کرد و سردار شهید سعید مهتدی مسئول عملیات، سردار شهید حنیف معاون اطلاعات، سردار شهید آذین‌پور مشاور و سردار شهید یزدانی در این عملیات مسئول توپخانه بودند.این عزیزان در نتیجه مدت‌ها کار اطلاعاتی به این نتیجه رسیدند که باید استراتژی خود را در منطقه عوض کرده و وارد فاز تهاجمی شوند.»

«این طرح در حالی پی‌ریزی شد که آمریکایی‌ها شمال عراق را در کنترل خود داشتند و جنگنده‌های اف۱۶ آنها بلا انقطاع در دسته‌های ۶ فروندی در بالای سر این منطقه پرواز می‌کردند به طوری که می‌شد صدای آنها را شنید و یا بر روی رادار مشاهده کرد و یا اگر فاصله‌شان کم بود، آنها را با چشم دید.»

«ضدانقلاب در این منطقه با کمین‌های خود، مشکلات زیادی را بوجود آورد و در عین حال مرکزیت خود را در شمال عراق قرار داده بودند اما با طرح‌ریزی که از سوی سرداران شهید سپاه صورت گرفت،‌ مرکزیت آنها در عمق ۱۵۰ کیلومتری خاک عراق مورد تهاجم قرار گرفت که کاری بسیار جسورانه، با ریسک بالا اما تمام‌کننده بود.»

«شهید احمد کاظمی ۲۰۰ دستگاه خودرو اعم از کامیون، وانت، جیپ، توپکش، توپخانه و کاتیوشا را به صورت یک ستون بزرگ وارد خاک عراق کرد، ‌ادامه داد: خود سردار کاظمی، سلیمانی، حنیف و آذین‌پور بالای ارتفاعات عراق نقطه دیده‌بانی گذاشتند و این یعنی آنکه این فرماندهان تا عمق منطقه دشمن پیش رفته، بالای سر پایگاه دشمن نشسته و شروع به هدایت آتش و فرماندهی کردند.»

«آتشی که این عزیزان بر سر دشمن ضدانقلاب ریختند آنقدر سنگین بود که آنها در خلال یک روز چندین بار پیام تسلیم دادند اما حاج احمد می‌گفت اینها فریبکارند و ما باید به کار خود ادامه دهیم.بعد از اجرای آتش و اتمام عملیات، سپاهیان اسلام با همان ستون از منطقه دیگری در شمال عراق خارج شدند به طوری که خون از بینی حتی یک نفر از رزمندگان ما نریخت.نتیجه این عملیات آن شد که ضد انقلاب به گروه‌های مسلط معارض در شمال عراق (طالبانی) تعهد داد که دیگر در خاک ایران عملیاتی نظامی نخواهند کرد.»

در ۸ تیرماه ۱۳۷۹ سردار کاظمی به عنوان فرمانده نیروی هوایی سپاه منصوب می‌شود و محمد باقر قالیباف که تا آن زمان این مسئولیت را برعهده داشت، فرمانده نیروی انتظامی شد. از جمله اقدامات موثر سردار کاظمی در نیروی هوایی سپاه، تجیز یگان بالگردی سپاه بود. تقویت یگان موشکی سپاه و دستیابی به سوخت جامد و ساخت موشکی مانند فاتح ۱۱۰ را می‌توان از جمله اقدامات ارزنده این شهید به حساب آورد.

همچنین در بازدیدی که رهبر معظم انقلاب اسلامی از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوایی سپاه به عمل آوردند جنگنده‌های سوخو۲۵، بالگردهای ترابری و تهاجمی به نیروی هوایی سپاه ملحق شدند که نتیجه تلاش‌های سردار کاظمی بود.

قهرمان گمنام بم

یکی دیگر از اقدامات بسیار مهم سردار کاظمی، امداد رسانی به زلزله زدگان بم بود. در سال ۸۲ وپس از وقوع زلزله بم، سردار کاظمی با بکارگیری هواپیماها و بالگردهای نیروی هوایی سپاه، کاری کرد تا حدود ۳۰ هزار نفر از مجروحان این زلزله توسط ناوگان هوایی سپاه از منطقه تخلیه شده وبرای مداوا به سایر شهر‌ها اعزام شوند.

محسن رضایی در این باره می‌گوید: «احمدکاظمی همان روز خودش را به سرعت به فرودگاه بم رساند.تمام امکانات هوایی، از هواپیما گرفته تا هلی‌کوپتر نیروی هوایی سپاه را به منطقه برد و در آنجا مستقر شد و به سرعت به تخلیه مجروح پرداخت، بیش از ده‌ها هزار نفر مجروح را به بیمارستان‌های تهران، کرمان، اصفهان و سایر شهرستان‌ها رساند و جان هزاران نفر را نجات داد.روز دوم زلزله بم که خودم را به ایشان رساندم در کنار باند در ماشینی که بی‌سیم‌ها روی آن کار گذاشته بود مرتب با خلبانان و کادر پرواز از یک طرف و امداد‌رسانان در باند از سوی دیگر صحبت می‌کرد، چهره خسته او حکایت از بی‌خوابی او می‌کرد. شب در یکی از چادرهای کنار باند چند ساعتی خوابیدم، قبل از نماز صبح که بیدار شدم، نگاهی به باند کردم، دیدم هنوز احمد در حال کار کردن است. او قهرمان گمنام بم بود.»

فرمانده نیروی زمینی شهید می‌شود

آخرین حکم مسئولیت کاظمی،فرماندهی نیروی زمینی سپاه بود که بیست‌ونهم مردادماه ۱۳۸۴ از سوی مقام معظم رهبری، فرماندهی کل قوا به ایشان تنفیض گردید. در مدت تصدی حاج احمد در این مقام، وی با بیش از ۱۰۰ سفر به تمامی یگان‌های نیروی زمینی سرکشی کرد و وضعیت آن‌ها را بررسی و در جهت تقویت یگان‌های صفی تلاش فراوانی به عمل آورد.

حاج احمد کاظمی فوق لیسانس جغرافیای سیاسی و دانشجوی دکتری دفاع ملی بود و به پاس سوابق باارزش،فرماندهی عالی و قدمت مدیریت بالا،از دست مقام معظم رهبری، سه مدال فتح دریافت کرده بود.

دوران فرماندهی سردار کاظمی در نیروی زمینی سپاه با اتفاقات مهمی همزمان می‌شود که از آن جمله می‌توان به حمله آمریکا به افغانستان و عراق اشاره کرد.

دراین برهه از جمله اقدامات سردار کاظمی ارتقا توان رزم نیروی زمینی سپاه بود.

سرلشکر قاسم سلیمانی در این باره می‌گوید: «یکی دیگر از خصوصیات احمد استفاده از فرصت در بعد تاکتیکی و در بعد استراتژی بود.احمد وقتی آمد در نیروی زمینی به وقت خودش شلاق می‌زد. من همیشه می‌گفتم احمد تو چقدر کار می‌کنی؟در نیروی زمینی در همان مقطع می‌دوید مثل کسی که فرصت ندارد و باید آن را به یک نقطه برساند و نتیجه استراتژیک بگیرد. احمد در این موارد واقعا منحصر به فرد بود. این نکته را هم بگویم که احمد فرصت‌ها را محدود می‌دانست از نظر زمانی، چه در تاکتیک و چه در استراتژی، همیشه محدود می‌دانست، مثل کسی که وقت ندارد، این طوری به موضوع نگاه می‌کرد.»

سردار شهید احمد کاظمی همیشه خود را از خیل عظیم کاروان شهدا جامانده می‌دانست و به شدت در فراق یاران شهیدش دلسوخته بود. او همواره با آه و سوز خاصی از آن‌ها یاد می‌کرد و در آخرین روزهای زندگی خویش به شدت از شهیدان باکری و خرازی یاد می‌کرد و از این که به شهادت نرسیده، اشک حسرت می‌ریخت.

وی شب قبل از شهادتش در جلسه‌ای با حزن و اندوه فراوان یاران سفر کرده خود را به خاطر آورده و گفته بود: “شهدا خیلی به گردن ما حق دارند، باید تلاش زیادی بکنیم” و همگان را به زنده نگاه داشتن یاد و خاطره‌ آن‌ها سفارش کرده بود.

فردای آن روز یعنی نوزدهم دی‌ماه ۱۳۸۴ (سالروز آغاز عملیات کربلای ۵) حاج احمد پس از سال‌ها انتظار به سوی رفیق اعلی مهاجرت کرد و در شهر مهدی باکری (ارومیه) اجر تلاش‌های بی‌وقفه خود را از خدای بزرگ گرفت.

“و من یخرج من بیته مهاجرا الی‌الله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی‌الله”.

مطالب مشابه