یادداشت مهدی چمران در واکنش به اظهارات اخیر موسوی خوئینی‌ها علیه شهید چمران و امام موسی صدر

0

با همه احترامی که برای جناب آقای موسوی خوئینی‌ها قائلم مطالبی در مصاحبه اخیر ایشان ذکر شده که نیاز است آنچه که مربوط به امام موسی صدر و دکتر چمران می‌شود مورد دقت و توضیح قرار گیرد. البته قصد من اصلا پاسخگویی نیست و خود را در این مقام نمی‌دانم و نسبت به شأنیت ایشان هم بحثی ندارم. بلکه معتقدم لازم است در توضیح و تشریح واقعیت‌های تاریخی از جنجال‌های سیاسی و جناحی بر حذر بود و آنچه که واقعا وجود داشته و اتفاق افتاده را بیان کرد.

اجازه بدهید از انتهای گفت‌وگو شروع کنم. چراکه این بخش مسئله‌ای تاریخی است که قابل مناقشه نیست. آقای موسوی خوئینی‌ها در بخشی از این مصاحبه گفته است: «یادم هست که آقای چمران وقتی نهضت پیروز شد و امام به ایران آمد به فاصله یک هفته به لبنان برگشت. من اطلاع داشتم که نرفته که دوباره بازگردد. اما بعد از مدت کوتاهی امام خمینی پیام فرستاد که بیا ایران کارَت داریم.آن زمان، آقاموسی هم دیگر نبود و مشخص نبود شهید چمران اگر در لبنان بماند چقدر مؤثر خواهد بود.»

این اظهارات در حالی بیان شده که دکتر چمران تا یک هفته بعد از پیروزی انقلاب به ایران نیامده بود که بخواهد به لبنان بازگردد، او در لبنان بود و بعد از پیروزی انقلاب در این فکر بود که با گروهی از لبنانیان به ایران برای دیدار با امام بیاید و بعد از آماده‌سازی مقدمات، ۹ روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همراه یک گروه ۹۲ نفری با هواپیمای مسافربری به ایران آمد و به دیدار حضرت امام خمینی شتافت. در این دیدار چند تن از بزرگان وقت لبنان از جمله مرحوم مهدی شمس‌الدین (نایب رئیس مجلس شیعی اعلای لبنان)، سید حسین حسینی (رئیس پارلمان وقت لبنان) و نبیه بری رئیس فعلی پارلمان لبنان حضور داشتند.

در این جلسه حضرت امام (ره) سخنان ارزشمندی درباره امام موسی صدر گفتند و اظهار داشتند برای آزادی او از لیبی تلاش خواهند کرد و به دکتر چمران فرمودند در ایران بمان که اگر ایران درست شود لبنان و جاهای دیگر هم درست می‌شود و دکتر چمران که ذوب امام بود، در ایران ماند و اصلا دیگر به لبنان نرفت و حتی کتاب‌های او از طریقکامیون به ایران منتقل شد و چند ماه بعد هم همسر او به تنهایی به ایران آمد.

البته شهید چمران در روزهای بحرانی پیروزی انقلاب و در روزهایی که میان لشگر گادر شاهنشاهی با افسران و سربازان نیروری هوایی درگیری شدیدی ایجاد شده بود، با تعداد ۴۰۰ نفر نیروی چریکی ایرانی و لبنانی قصد داشت تا به شکل مسلحانه از طریق دو هواپیما برای کمک به ایران بیاید و تا فرودگاه دمشق هم آمدند که روز ۲۲ بهمن شد و سرود پیروزی انقلاب دنیا را تکان داد.

پس از پیروزی انقلاب حضرت امام (ره) جلسه‌ دیگری در نیم طبقه سالن سخنرانی مدرسه رفاه با مهمانان لبنانی گذاشتند که این حقیر راهنمای آنان بودم و سلاح آنها را تحویل گرفتم و مرحوم شیخ مهدی شمس‌الدین آنجا حضور داشت و صحبت کرد. بنابراین تاکید می‌کنم که دکتر چمران بعد از ورود به ایران اصلا سفری به لبنان نداشت و تا لحظه شهادت در ایران ماند.

از این فراز مسلم تاریخی می‌خواهم استفاده کنم که ممکن است مسائلی در طول تاریخ از ذهن انسان فرار کند و حافظه با واقعیات تاریخی مطابقت نداشته باشد چنانچه در مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها این مطلب دیده شد.

و اما در مورد دکتر چمران و لبنان؛ بنده در جریان مذاکرات و مباحث طرح شده در لبنان نیستم بنابراین آنچه می‌گویم اصل و فلسفه ورود دکتر چمران به لبنان برای ایجاد پایگاهی به منظور آموزش و مبارزه علیه شاه ایران و حکومت او بود.

دکتر چمران ابتدا به مصر رفت و در آن کشور به مدت دو سال آموزش نظامی مفصلی دید و سپس با سفر به جنوب لبنان، در مجاورت مرزهای فلسطین اشغالی مستقر شد که هم سرزمین شیعیان بود و هم برای آموزش‌های نظامی سیاسی آزادتر بود و از سوی دیگر توانست هسته‌ اولیه مقاومت اسلامی در لبنان زل با حمایت کامل امام موسی صدر شکل دهد.

در همین راستا گروه‌هایی از ایران به لبنان می‌آمدند و در لبنان یا سوریه آموزش می‌دیدند که بتوانند علیه حکومت دیکتاتوری شاه مبارزه کنند و این مبارزه علیه رژیم صهیونیستی، فالانژها، گروه‌های چپ و کمونیسم و حکومت شاه و دست‌نشاندگان او در لبنان به صورت واقعی وجهه عملیاتی داشت؛ به گونه‌ای که حرکت شیعیان و شجاعت و شهادت طلبی آنان در لبنان زبانزد شده بود. بنابراین دکتر چمران و آقای صدر در لبنان یک مبارزه جدی علمیاتی را دنبال می‌کردند که ساواک هم از آن اطلاع یافته بود و اسناد آن بعد از انقلاب هم آن را نشان می‌دهد.

ماهیت تلاش آنها و تشکیل اولین هسته‌های مقاومت اسلامی، مبارزه با صهیونیسم و عوامل آمریکا در منطقه از جمله شاه بود. ممکن است در روشهای مبارزه اختلاف نظرهایی با برخی‌ها داشتند ولی اصل مبارزه و نهضت را جدی‌تر و عملیاتی‌تر از دیگران دنبال می‌کردند.

در مورد آمدن امام موسی صدر به ایران و ملاقات با شاه، همانگونه که در مصاحبه آمده است همه تلاش می‌کردند که حنیف‌نژاد و بدیع‌زادگان اعدام نشوند و از آقای صدر هم جداً خواستند که به ایران بیاید و وساطت کنند که این دو اعدام نشوند و او بنا به درخواست دانشجویان مقیم اروپا به ایران آمد و آن ملاقات را انجام داد که به نتیجه مثبت هم نرسید.

تا آنجا که می‌دانم با اصرار دیگران آقای صدر آبروی خود را گرو گذاشت و با شاه که شدیدا مخالف او بود، ملاقات کرد و در نهایت هم نتیجه‌ای نداشت. البته آقای صدر رابطه سیاسی با سران عرب بویژه حافظ اسد داشت و حافظ اسد تنها فردی بود که در لبنان اندک کمکی می‌کرد. شاه و ساواک ایران و سفیر ایران در لبنان تمام سعی خود را داشتند که آقای صدر یا بهتر بگویم شیعیان لبنان موفق نشوند و به طرق مختلف از جمله ایجاد اختلاف میان شیعیان و سایر ادیان لبنان سعی در بهم زدن و به شکست کشانیدن مبارزه ضد صهیونیستی و ضد رژیم پهلوی را داشتند.

آقای صدر در لبنان موفق شده بود علاوه بر تشکیل سازمان مسلح «حرکت امل»، مجلس شیعی اعلای لبنان را رسما تشکیل دهد و در دولت لبنان وزارت جنوب را ایجاد کند و وزیر شیعی به کابینه بفرستد و در مسیر ائتلاف انسجام مسلمین و لبنانیان گام بردارد که همین تلاش‌های او که مخالف برنامه اسرائیل بود کار دست او داده و زمینه‌ای شد برای ربوده شدنش در لیبی.

قبل از ربوده شدن امام موسی صدر ، ایشان در دو تظاهرات گسترده در “بعلبک” و “صور” قدرت نمایی کرد و در سوگ شهید آقا سید مصطفی خمینی مجلس بزرگداشت مهمی را برپا داشت. از سوی دیگر مرحوم حاج احمد آقا مرتبا به لبنان می‌آمد و در جریان مسائل و مبارزات شیعیان لبنان قرار می‌گرفت که قاعدتا امام خمینی (ره) در نجف از این فعالیت‌ها مطلع می‌شدند. قبل از ربوده شدن امام موسی صدر توسط قذافی، ایشان مصاحبه مفصل و مهمی با «لوموند» فرانسه به عمل آوردند و در آن مصاحبه با قدرت از امام و مبارزات او و بیداری اسلامی در منطقه سخن به میان آوردند که این مصاحبه ضربه سختی برای شاه بود.

به طور کلی درباره امام موسی صدر می‌توان این گونه گفت که ایشان دست حضرت امام در منطقه خاور نزدیک و کشورهای عربی بود و آمریکا می‌خواست این دست را قطع کند و ربوده شدن امام موسی صدر توسط قذافی حرکتی در مقابل نهضت و انقلاب اسلامی و بیداری لبنان بود و به همین دلیل حضرت امام (ره) آمدن قذافی به تهران را نپذیرفت.

در طول آن سالها به امام موسی صدر تهمت‌های ناروایی زده شد. ولی به طور کلی تعاریف و سخنان زیبایحضرت امام (ره) درباره ایشان و عملکرد انقلابی و ضد صهیونیستی و مبارزه مسلحانه گویای برنامه‌ریزی‌ امام موسی صدر برای رسیدن به قدرت شیعه یا انقلاب در لبنان بر هیچ کس پوشیده نیست. امروز هم مقاومت اسلامی در لبنان که مقدمه‌ای برای تشکیل در فلسطین و سایر کشورهای مسلمان شده و به درخت تناوری تبدیل شده دستاوردی از مبارزات و مجاهدت‌های آقای صدر و دکتر چمران و دانه‌هایی است که آن زمان غرس شد و امروز به قدرتی بزرگ در منطقه تبدیل شده است.

قبل از انقلاب افرادی به سوریه و لبنان می‌آمدند و اسم مستعار (ابوفلان) بر خود می‌نهادند ولی مبارزه‌ و جنگ مستقیم با اسرائیل و فالانژها نداشتند و حقیقتا نمی‌توان مبارزات و جنگ‌های مستقل شیعیان به پا خواسته لبنان را در مقابل این دشمنان کوچک شمرد.

دکتر چمران و یاران او برای اولین بار تانک‌های اسرائیلی را که در نزدیکی “بنت جبیل” در ارتفاعات “تل مسعود” مستقر شده بودند به آتش کشیدند و آنها را از لبنان بیرون راندند که عکس‌های حاج احمد آقا در کنار این تانک‌های منهدم شده به یادگار مانده است. بنابراین می‌توان گفت که نه تنها امام موسی صدر با نهضت ایران همسویی داشتند بلکه خود در مرکز مبارزه و جنگ شهادت‌طلبانه بودند و بعد از انقلاب هم همین مقاومت رشد کرد و بیش از هر کشوری انقلاب اسلامی در لبنان تاثیر گذاشت و به آنها قدرت و نیروی دو چندان بخشید و امروز هم موجب افتخار ما و نیروی مجاهد انقلاب اسلامی است.

مطالب مشابه